|
.
غریبه،مرا ببخش که اینگونه نفرت می ورزم
آدم کینه ای نیستم به هیچ وجه. کم پیش میاد در برخورد های اول
از کسی نفرت پیدا کنم
یا بدم بیاد (مگر اینکه برخوردی نادرست ببینم ازش). میشه گفت انسان فوق العاده خوش بینی هستم به همه نوع روابط انسانی (هرچند
این خصوصیت
نوعی نقطه ضعف به حساب میاد تا قوت). با همه اینها الان مدت هاست که درگیر یک حس نفرت عمیق به یک
آدم هستم، آدمی که تعداد دفعات ملاقات ام باهاش به 3 بار هم نمیرسه و بیشتر از نیم ساعت باهاش همصحبت
نشدم ولی انرژی منفی
که در همین مدت کم بهم انتقال داده اونقدر زیاد بوده که هر بار چیزی در ارتباط با این آدم به
ذهن ام میرسه دلم میخواد بدجور به حساب اش برسم.نقشه های شیطانی و احمقانه که تو رویای خودم برای این آدم
می کشم چیزیست بس
خنده دار. هنور واقعا نفهمیدم چرا من این حس رو به این آدم دارم.
اینکه چطور میشه این حس رو از خودم دور کنم من رو بدجور
کلافه کرده. دوست ندارم قلب ام حتی یک زخم از این نوع به خودش داشته باشه........ |
می نویسم، برای دل مشغولی و شاید برای رها شدن از هجوم ناگهانی افکاری که روح ام راچنگ می زند و ذهن ام را به اسارت می برند.
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ پیش از اینهاشهریور 1388تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 پیوندهابلوطالیزه زیتون حيوان اوستا زن نوشت خط موازی هدی علوی آشفته بازار تحقیقات فلسفی Dismember Lost for Words A Man Called Old Fashion قالب از POWERED BY BLOGFA.COM |