تبليغاتX
خیال

. تلفن
 

۲:۲۰ بامداد

تلفن بدون هیچ شماره افتاده ای زنگ خورد، تمام وجودم از اشتیاق به لرزه افتاد که شاید تو باشی اما نبودی یا اگر هم بودی من نفهمیدم...........

 

*چرا دلت برام تنگ نمیشه.قبلن ها دلت قد دل گنجشگ بود چی شد که حالا قد دلت از دل آدم ها هم گندتر شد؟؟؟ اما هنوز هم دل من قد دل گنجشک و هنور هم دلتنگ ات میشه بدون اینکه چیزی از گذشته بخواد بدون اینکه فراموش کنه چه دردها کشیده و آزارها دیده،فقط  تنگ شده برای تو و حضورت

+ نوشته شده در Wed 28 Jan 2009 2 AM توسط خیال |