تبليغاتX
خیال

. ای آدمها که در ساحل نشسته اید..........
 

دیگه توی ذهنم هیچ رویایی نمی توانم بسازم

 دیگه آینده امید بخشی رو نمی توانم تصور کنم

 هیچی نایی برای قدم برداشتن به جلو ندارم و این قدم به جلو گذاشتن  برام ترس و تاریکی بهم راه داره

حسرت و غم به دلم خنجر میزنه و زخم رو عمیق و عمیق تر می کنه

من دارم غرق میشوم غرق غرق غرق ...........!

 

+ نوشته شده در Fri 7 Nov 2008 10 PM توسط خیال |