تبليغاتX
خیال

. ؟!!
 

اینکه من برای هر چیزی خوب اش را بخواهم نه عالی ترین اش را ایرادی دارد؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در Sat 18 Nov 2006 10 PM توسط خیال | 

. سرطان
 

دوست خوب عربی دارم که فوق العاده دختر شاد و سر زنده ای بوده اما این روزها دلش بارانی ست.

مادر دوسالی هست  با سرطان دست و پنجه نرم می کند،این روزها سرطان  به هیچ جای وجود اش نیست که رخنه نکرده باشه دکتر ها کامل از درمان نا امیدن.

مادر در بیمارستان است و دائم به دلیل تزریق مرفین خواب.

مادر  حتی دیگر حرکت نمی کند و تا چند روز دیگر (اگه جانی برایش باقی بماند) قدرت تشخیص  را هم از دست می دهد.

دخترک  نگران و دلواپس، بالای سر مادر،روز به روز آب شدن عزیز ش رو می بیند،آرزو می کند که مادر زودتر چشمهایش را  برای همیشه ببندد تا  اینقدر  از درد زجر نکشد و از طرفی آرزو یک معجزه دارد: که مادر  یک بار دیگه سلامت بلند شود و دختر کوچیک اش را در آغوش بگیرد و دخترک در پهنای سینه مادر تمام غم هایش رو به گذشته بسپارد.

+ این روزها به دلیل موضوع پایان نامه ام  خوب می توانم حس این دوست ام رو درک کنم،وقتی به چهره مامانم نگاه می کنم غم عجیبی وجود ام رو می گیره ناراحت از اینم که هیچ کاری نمی توانم بکنم جز آرزو کردن یک معجزه

+ نوشته شده در Fri 3 Nov 2006 8 PM توسط خیال |