|
.
۱. در راهرو فروشگاه قدم می زنی نا خودآگاه آهنگی آشنا به زبان مادری ات می شنوی، کنجکاو می شی که ببینی این صدا از کجاست به طرف صدا میری، خودت رو جلو مغازه ای می بینی که یکی از معروف ترین و پر فروش ترین مارک های جهانه،داخل می ری، اکثر مشتری ها رو می بینی که با ریتم آهنگ به نوعی همراهی می کنند، لذت بخشه وقتی می فهمی نه صاحب نمایندگی نه کارکنانش ایرانی نیستند و گذاشتن این آهنگ فقط بر حسب علاقه و تاثیری که بر جو خرید گذاشته،بوده.
+این روزها خیلی جاها رفتم که آهنگ های آرش،علی گیتور و کمرون کارتیو رو پخش می کنن. .
باید یا نباید؟
۱. برای دیدن فوتبال با دوستت و دوستاش بری BAR،کسی جدی نگیره که بیشتر از ۲۱ سالته، هیچ مدرکی هم برای اثبات حرف ات نداشته باشی،برگردی خونه مدرک بیاری و بری داخل، اهل هیچ نوع نوشابه الکلی نباشی و به غیر الکلی بسند کنی،از فوتبال هم هیچی سر در نیاری(انقدر که ندونی ایتالیا لباس بازیکناش آبیه)، از سرمای (AC (Air Condition هم توی خودت گلوله بشی ، از شدت خستگی همون جا نشسته بگیری بخوابی و دوست ات از شدت دلسوزی بی خیال جمع دوستانه و فوتبال شه و باهات برگرد خونه.از آنشب تا به حال من دائم دارم از خودم می پرسم تو رو چه به BAR رفتن و مخلل تفریح دیگران شدن وقتی که نه از فوتبال چیزی حالیت میشه و نه از مزیت BAR چیزی نسیب ات؟؟؟؟
۲.صحبت از BAR شد یادم افتاد یه مدت پیش در شرکت در جمع همکارا (البته عرب) سوالی پرسیدم با این موضوع که اگر پیشنهاد طراحی یک BAR یا Night Club داده بشه این پیشنهاد رو قبول می کنن یا نه؟ در جمع ۵ نفره من تنها کسی بودم که گفتم آره و باقی معتقد بودن طراحی ساختمانی که خلاف شرع و سنت اسلامی باشه چیز درستی نیست بعد ازشون پرسیدم که اگر طراحی یک کلیسا بهشون پیشنهاد بشه چی؟ دوباره من تنها کسی بودم که گفتم قبول می کنم اما دوستان اعتقاد داشتن کامل ترین دین اسلامه و هر چیزی که باعث ترویج دینی جز اسلام بشه حرام است و تازه اکثریت اعلام کردن اگه بهشون پیشنهاد طراحی مسجد بشه حاضرن مجانی اینکار رو بکنن. + واقعا نمی فهم ام چطور میشه که آدم خلق یه اثر رو که باعث لذت،تفریح و آرامش یه سری ازانسان ها میشه فدای اعتقادات مذهبی خودش بکنه، چرا من فکر میکنم که باید یک معمار از هر قید و بندی فکری آزاد باشه؟؟ .
بی عنوان یکی آنقدر ندارد که خود را می کشد، یکی آنقدر دارد که آدم می کشد. .
ملیت
اگر عرب، هندی، پاکستانی یا ترک باشید جز خودتون هیچ ملیت دیگه رو قبول ندارید اگه ایرانی باشید که حتی هم ملیت خودت رو هم قبول نداری اما جزو هر کدوم از این ملیت ها باشی چشم بسته باور داری که یک اورپایی یا آمریکایی (منظور کشور پیشرفته) خیلی خیلی بیشتر از شما می فهمه چه در ادب چه در علم و چه....و حالا فرقی نداره این اروپایی شهری باشد یا از پشت کوه(به کسی توهین نشه این فقط یک اصطلاح ست) اومده باشه سواد داره یا نداره مهم ملیت اشه. به طور مثال در اینجا کافیه فقط پاسپورت یکی از این کشورها رو داشته باشی با کار کمتر حقوقی چند برابر از باقی می گیری
+ بله بله می دانم مطمئناً استثنا همیشه وجود داره .
Reeker
۱. دانشگاه ای که من ۵ سال از عمر مبارک ام رو دراون گذروندم دانشگاهی که هم دانشجو دختر داره هم دانشجو پسر ولی تفاوت اش با سایر دانشگاه ها در اینجاست که : مستیطلی را در نظر بگیرد که از عرض با یک دیوار به قطر ۲۰ سانتیمتری نصف شده باشد در یک طرفه اش دخترا و درطرف دیگر دانشجو پسر مشغول به کسب علم اند. استاد ها مشترکه و ساعتهای اداری و کتابخانه بین ۲گروه تقسیم شده این دیوار ۲۰ سانتیمتر که در ظاهر بسیار نازکه اما در واقع بسیار ضخیمه رو به اضافه ماموران امنیتی و دوربین های مدار بسته کنیم علانا می بینیم که هیچ ارتباطی بین این دو گروه اگه ۲گروه هم بخوان در داخل دانشگاه امکان نداره. این قانون اول دانشگاه ست و همه ملزم به اجراش هستن. (یه جورایی دانشگاه داره از این مزیت به قول خودش پول در میاره) حال جالبه که امسال دوره کار موزی طوری طراحی شده که توی هر شرکت که دانشجو های دانشگاه هستن برید هم دانشجو دختر می بینید هم پسر حالا به تناسب مختلف (مثلا در شرکت که من هستم یه پسر هم هست) انگار که همه چیز فقط در مرزهای خاص خودش معنی داره + خواهشا اصلا فکر نکنید که در زندان درس می خوانیم چون ۲گروه کلی هم خوشحال اند و این مساله فقط همون سال اول دانشگاه غیر قابل هضمه و از اونجا که انسان عادت می کند در سال های بعد تقریباُ آدم راضی است چون تونل های زیر زمینی همیشه وجود دارد و انقدر هم قوی و پایدار هستن که استادان محترم دائماً در حال کشف روش های جدید برای طراحی سوال و پروژه هستن (اینجاست که استعداد های بشری خودشو نشون میده) ۲. دیروز با همکار و همکلاسی محترم در آنسوی دیوار رفتیم فیلم Reeker (قرار بود که بریم فیلمposeidonاما از اونجهت که تا ساعت ۶ شرکت بودیم به فیلم نرسیدم) مثلا قرار بود که فیلم ترسناکی باشه اما اول تا آخر فیلم منتظر یک اتفاق هیجان انگیز بودم اما تا آخر هم این اتفاق نیفتاد و فیلم با یه روند معمولی جلو رفت در آخر هم فوق العاده مسخره تموم شد فیلم اینجوری بود که: یه گروه دوست با هم می رن سفر در یک جای مسیر دیگه ارتباط با دنیا قطع میشه نه خط تلفن و نه رادیو،جلو تر کنار یک رستوران متروکه ماشین خراب میشه مجبور میشن شب اونجا بمونن در طول شب همه به غیر از ۲نفر به یک روش اما در حالت های مختلف می میرن در انتهای فیلم همون ماشین چپ کرده رو نشون میده که جز اون ۲نفر همه مردن و اون ۲نفر هم چیزی یادشون نیست حالا دلیل که ماشین چرا چپ کرده و کی این ۲نفر رو نجات داده هم در فیلم اومده نفهمیدم این فیلم رو برای ترسناک بودنش ساختن یا برای هدف فیلم که در انتهاش بود؟! |
می نویسم، برای دل مشغولی و شاید برای رها شدن از هجوم ناگهانی افکاری که روح ام راچنگ می زند و ذهن ام را به اسارت می برند.
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ پیش از اینهاشهریور 1388تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 پیوندهابلوطالیزه زیتون حيوان اوستا زن نوشت خط موازی هدی علوی آشفته بازار تحقیقات فلسفی Dismember Lost for Words A Man Called Old Fashion قالب از POWERED BY BLOGFA.COM |